مرگ ایشون دقیقا تو روزهایی که اتهام ضد اسلامی بودن هر لحظه به ایشون و یارانشون وارد می شد و مصادف شدن هفتمین شب در گذشتشون با شب عاشورای حسینی اون هم برای دین فروشانی که همیشه از چنین "مصادفت " هایی استفاده های مغرضانه می کردند دردسر ساز خواهد شد.
منتظری عزیز راهت ادامه خواهد داشت
امروز تیتر روزنامه همشهری این بود:
ملت ایران، حمایت از موضوع فلسطین را از عمق جان باور دارد. (به نقل از آقای رهبر)
ولی کیه که ندونه حتی اگر مردم ایران این اعتقاد رو داشته باشن مقامات و مسئولانش ذره ای به این قضیه اعتقاد ندارن و غزه و لبنان تنها دستاویزیه که اونا به خاطر بقای خودشون بهش چنگ می زنن.
کیه که ندونه که این آقایون شهوت قدرتشون رو فقط با جنگ ارضا می کنن
کیه که ندونه مقدس کردن هر چیزی حتی جنگ در ایران فقط برای سواری گرفتن از مظلومینه
کیه که ندونه.....
بیچاره ملت فلسطین و لبنان که بازیچه قدرت طلبی و شهوترانی عده ای دین فروش شدن
بیچاره ملت ایران که با چنین نمایندگانی در دنیا شناخته شده اند
بیچاره امام خمینی که همچنی کسانی وارثانش شدن
بیچاره.....
راستی
به آتیش کشیده شدن زندگی هفتاد میلیون ایرانی فاجعه بار تر و انزجار برانگیز تره یا به آتیش کشیده شدن " عکس " یک ایرانی که به گفته خودش و طرفداراش برای آزادی همین مردم زندگیشو وقف کرده بود؟؟؟؟؟
پ ن:
خوب بود اگه آدم به عقاید مرادش معتقد بود
در گذشت استاد بزرگ سنتور ایران رو اول به همسرم و بعد به همه هنر دوستان تسلیت می گم
روحش شاد
آزادیش مبارک!
1- لطفا در ابتدای انتصابتان به مسئولیت جدید نگویید «من ویرانهای را تحویل گرفتم.» چون این گفتهی درست، این انتظار نادرست را برای شنوندگان بهوجود می آورد که شما میخواهید این ویرانه را بازسازی کنید و تجربههای قبلی نشان داده، تحمل یک ویرانه بدون انتظار بازسازی از تحمل همان ویرانه با انتظار بازسازی خیلی راحتتر است.
به خصوص اگر این انتظار عبث یک دهه به طول بینجامد که البته انشالله در مورد حضرتعالی اینگونه نیست.
2- لطفا در روزهای ابتدایی ریاستتان بر این قوهی مهم و کلیدی دست به اصلاحات سیاسی نزنید؛ یا اگر میزنید جوری نزنید که بعدا مجبور شوید با سرعت بیشتری عقبگرد کنید. یکی از بزرگواران در هفتههای نخست ریاستشان با برکناری اعضای یک حزب سیاسی از مناصب مهم در قوهی قضائیه این تجربه را تکرار کردهاند. البته حتما چند نفری را تعویض بفرمایید که همه بدانند شما برای اصلاح و تغییر آمدهاید و تا چند سازی خوشخوشانشان شود؛ اما با انتخاب افراد مشابه کاری کنید که نه سیخ بسوزد و نه کباب. انتخاب آقایان محسنی اژهای به دادستانی کل کشور، کدخدایی به ریاست نهاد قوه، جهرمی به معاون اجرایی و پورمحمدی به معاونت اجرایی در همین راستا مفید ارزیابی میشود. دست کم اگر کباب بسوزد سیخ نمیسوزد. البته اگر کسانی که قرار است بروند افرادی نظیر آیتالله مفیدی یا آقایان علیزاده و رازینی باشند که همین روزها طبق قوانین استخدامی باید بازنشسته شوند که نور علی نور است و هیچکدام آسیبی نمیبینند. (منظور سیخ و کباب بود!)
3- اگر میخواهید عاقبت بهخیر شوید دائما دیدارهای مردمی بگذارید. مهم نیست این کار چقدر باعث ازکارافتادگی شما میشود بلکه اهمیتش به این است که میزان محبوبیت شما روبروز میرود بالاتر. به خصوص اگر به سنت مالوف، در گوشهی هر کدام از نامهها بنویسید: «بسمه تعالی... مجددا بررسی شود.»
4- از تاسیس بازداشتگاههایی خارج از نظارت قوه قضائیه حمایت کنید یا با موسسان و گردانندگان آنها برخورد قضایی نکنید (هر دو یک نتیجه را در بر دارد). به این ترتیب اگر خدای نکرده –به فرض محال- شکایتهایی از ضرب و جرح و قتل و تجاوز به بازداشتشدگان واصل شد میتوانید در پاسخ پاراف بفرمایید: «بسمه تعالی... در هیچکدام از بازداشتگاه های «تحت نظارت این قوه» چنین مواردی صورت نگرفته است.» مجرب است!
5- تو را به خدا به آقای سعید مرتضوی دست نزنید. جایگاه ایشان هر موقع دست میخورد سه پله میرود بالاتر. البته ما که بخیل نیستیم اما میترسیم با این ترتیب بلندی جایگاه ایشان از برج میلاد هم بیشتر شود و آقای قالیباف دلخور شوند.
6- سعی بفرمایید آمار را به هر صورت ممکن ارتقا دهید. آقای هاشمی شاهرودی چند روز پیش فرمودند در ابتدای انتصاب ایشان به ریاست قوه قضائیه تعداد پروندههای قضایی 4 میلیون بوده و الان به 8 میلیون رسیده است. شایسته است این تعداد در دورهی ریاست شما دست کم به 16 میلیون برسد. البته بیشتر هم بشود هیچ موردی ندارد و بهتر هم هست به شرط اینکه از عدد جمعیت ایران بالاتر نزند.
7- ضمنا فکری هم به حال مصرف زیاد آب قوهتان بکنید. معاون برنامهریزی ریاست جمهوری رسما اعلام کردهاست که «قوه قضائیه آب زیاد مصرف میکند.» (تهران امروز، 22 مردا 88 ص2) چه معنی دارد قوهای که باید مثل کوه و سنگ خارا در برابر بیقانونیها بایستد؛ اینقدر آب مصرف کند. حالا اگر صدا و سیما بود که در ان فیلم و سریال و نمایش میسازند یک چیزی...
*****
ضمنا در همینجا از کلیهی رسانهها میخواهم که در شرح بیوگرافی ایشان دقت بیشتری به خرج دهند حتی اگر منابعشان افراد معتبری نظیر اخوین مشارالیه باشد. مثلا پنج شنبه، در ص3 روزنامه "تهران امروز" در بخشی از بیوگرافی ایشان آمده بود: «در هنگام وارد شدن به سال چهارم دبیرستان با فراهم آمدن بورس تحصیلی از دانشگاه صنعتی شریف عازم تحصیل در یکی از کشورهای غربی بود که...» که همینجا بروز بیدقتی به دلایل زیر مشهود است:
اولا خیلی بعید است دانشگاه صنعتی شریف به دانشآموزان سوم دبیرستانی بورس تحصیلی برای تحصیل در دانشگاههای خارج از کشور بدهد. قاعدتا بخواهد دانشآموزی را بورس کند برای تحصیل در خارج بورس نمیکند یا لااقل میگذارد دیپلمش را بگیرد!
ثانیا این دانشگاه در سال 55 و 56 (اواخر دورهی دبیرستان آن جناب که متولد 1339 هستند) نام دیگری داشته است...
تقدیم به وحید عزیزم
بین شب های من و روز تو گویی هرگز
سحری نیست ...
و من مبهوتم !
که چه سان ما
من و تو...
این چنین مشترکیم؟
به گمانم باید
پی چیزی باشیم
پی چیزی که به جان من و تو ریشه دوانده ست
زیک دانه ز یک جنس!
همان خوب بزرگ
پی یک لحظه سپیده که سپس خورشید است
پی عشق،
پی آن خوب بزرگ...
*******
حسین اکبری
گر قطع کنی موبایل و میل و اساماس
ور کُند کنی سرعت نِت چون فِس فِس
یا طرد کنی مردم و گویی خاشاک
گویی که منم نخبه ی عادل، بیباک
یا اینکه سران مملکت خوار کنی
یا اینکه فضای امنیت تار کنی
گویی همه فاسدیم و دزد و دغلیم
یا اینکه همه رند و حسود و کلکیم
این توطئهها دگر ندارد اثری
ماییم و حمایت از حقوق بشری
گفتی که "شده سبز نمادی چو ریا
سبز هم بازیچه شد مهدی بیا"
این سبز نه یک تکه ی دست آویز است
این سبز همان پرچم رستاخیز است
حالا که به روی دوش تو نصب شده
این نیز به دست چون تویی غصب شده
از دست تو کار من فقط داد شده
از این عمل تو دشمنم شاد شده
دیگر همگی مسلکمان سبز شده
دیگر دلمان به غیر تو وصل شده
دیگر نرود فسانهات در گوشم
من در ره غیرت و شرف می کوشم
زین جور و جفا "مونس غم" نامم شد
امروز سکوت جای فریادم شد
روزگار غریبیست
دلم فقط و فقط برای کسانی می سوزد با انگیزه هایی پاک این انقلاب رو پایه ریزی کردن و حالا فهمیدن که ای بابا این قبری که بالای سرش گریه میکنن مدت هاست که مرده ای توش نیست
آقای رهبر روی صحبتم با شماست شمایی که بهتر از من برنامه انگلیس ها رو می دونین یا لااقل توی کتا بهای درسیمون به خوردمون دادین که باب کسی بود که علمش کردن اول به عنوان رابط امام زمان و بعد ادعای ظهور کرد.دیروز این آقا ادعای فرزندی پیامبر رو کرد باش تا فردا ادعای امام زمانی کند
آقای رهبر آیا دیروز شعار هایی که ملت شهید پرور حامی رئیس جمهور منتخب که حتما فقط به دلخواه خودشون به میدان ولیعصر اومده بودن و هیچ کدام مثل هواداران دیگر کاندیدا ها اجاره ای نبودن شنیدین؟ این شعار ها براتون آشنا نبود؟ آیا این شعار ها شبیه همون شعار هایی نبود که ملت برای پیر فرزانه خمینی کبیر می دادن؟ شعار دیو چو بیرون رود فرشته درآید شعار احمدی بت شکن بت بزرگو بشکن و....
آقای رهبر بدونین که این آقا منظورش از بت بزرگ نه هاشمی است و نه آمریکا. بدانید که این آقا آسیاب را به نوبت برای شما می گرداند. شما قطعا بهتر از من آگاهید که هیتلر تمامی کسانی که اورا در رسیدن به قدرت یاری داده بودند در اولین فرصت از میان برداشت. و چه شباهت عجیبیست میان این آقا و آن آقا.
آقای رهبر آیا دیشب شعارهای موسوی ،هاشمی دیگر اثر ندارد را که از سیمای جمهوری اسلامی به وضوح پخش می شد می شنیدید. جای حاشا نیست این شعار ها در پربیننده ترین ساعات پخش شد و در ساعات پایانی شب مجری تلویزیون با اشاره مختصری به عذر خواهی از آقایانی که در جریان شادی ملت شهید پرور غیر اجاره ای برای حماسه (ای که کسانی ساختند دیگران به نام خود از آن استفاده کردند) به آنها توهین شده به آن اعتراف کرد.
آقای رهبر اگر این شعار ها را شنیدید به من پاسخ دهید
اگر هاشمی که شما روزی اورا یکی از استوانه های انقلاب خواندید چنین دزد فاسدیست واگر به گفته بت شکن امروز که اوهم روزی نه چندان دور او را یکی از خدمت گذاران به انقلاب خوانده بود،سالهاست که مردم را غارت می کند
چرا حکم ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام او را امضا کردید. مجمعی که از نام آن پیداست باید مصالح این نظام را تشخیص دهد.
چرا همین شورای نگهبانی که صلاحیت بت شکن را تایید کرد صلاحیت این دزد فاسد را برای مجلسی که خیلی بیش از ریاست جمهوری به پاکی نیازمند است مجلسی که رهبری را تایید میکند( رهبری مجتهد) و مجلسی که مسئول حفظ ولایت فقیه است را نیز تایید کرد و چرا مردم شهید پرور او را به این مجلس فرستادند در انتخاباتی که هیچ کس در دنیا نمی تواند آزادیش را زیر سوال ببرد و بدتر از آن چرا سایر خبرگان رهبری که قرار است پاکی رهبر را تشخیص دهند ناپاکی هاشمی را نتوانست تشخیص دهد و اورا به عنوان رئیس این مجلس برگزید.
چرا چنین ناپاکی (به گفته بت شکن) را بارها و بارها در این سالهای اخیر که فسادش را بت شکن اعلام خصوصی کرده بود به امامت نماز عبادی سیاسی جمعه فرستادید. آیا نه این است که پیش نماز باید کسی باشد که گناه کبیره انجام ندهد و بر گناهان صغیره اصرار نورزد و عادل باشد و ... آیا چنین دزد فاسدی که امروز بت شکن بدین نامش می خواند چنین صلاحیتی داشت؟؟؟؟؟؟
وم آقای رهبر چه طور شما و هیچ یک از مجتهدین و روحانیون و علمای دینی که وظیفه شان تشخیص چنین افرادیست نتوانستند وظیفه تخصصی خود را انجام دهند ولی یک مهندس حمل ونقل و ترافیک ریاضی خوانده که دکترای جدی جدی دارد و قطعا هر جا سخن از نخبگان است نام ایشان آنجا می درخشد توانست آن را تشخیص دهد.
آیا این به این معنی نیست که آقای دکتر مهندس بت شکن فعلی توانسته به جای تمامی متخصصین فعلی تصمیم گیری کند و به زودی دیگر نیازی به روحانیت برای تشخیص مسائل دینی وجود ندارد؟
آقای رهبر شکایت من این است که چرا اجازه داده اید دزدی غارتگر بیت المال این چنین ترک تازی کند و دم نزدید. چرا داد ما را شمایی که ملت به اعتبارتان انقلاب کردند پس نگرفتین
آقای رهبر از چه کسی بخواهم که نماز هایی که پشت سر او خواندم را اعاده کند
آقای رهبر آیا کسی که بی عدالتی را می بیند و آگاهانه او را بر سر مظلومان می گمارد خود از عدالت خارج نمی شود؟؟؟؟؟
آقای رهبر صدای مرا می شنوی؟؟؟؟
سلام همه
دلیل نبودنم این همه وقت اینه که می خواستم جلوی اعتیادم رو به اینجا بگیرم چون همون طور که تو اولین پستم گفتم از اعتیاد به هر چیزی متنفرم
اما چیزی که باعث شد بیام فشار روانی بود که در این روزها برام به وجود اومده و ذهنم رو پر کرده و به نظرم اینجا جای خوبیه واسه تخلیه ذهنی
آره
منظورم انتخاباته
خسته شدم از این همه دروغ و ریا و واقعا نمی دونم باید چی کار کرد
از یک طرف می گم باید رای داد تا دست یه خائن به ملت رو از صحنه کوتاه کرد
از یک طرف می بینم همه سر وته یه کرباسن
از یه طرف دروغ گویی ها و عوام فریبی های فعلی رو می بینم از یه طرف ...
نمی دونم والا فقط دلم می خواد جمله هایی که این روزها هی تو ذهنمه رو بنیوسم شاید بتونم دیگه بهش فکر نکنم
شاید به نظرتون این جمله ها بی ربط باشند یا حتی همدیگه رو نقض کنن اما دقییقا مسئله من همینه!
گیر کردن تو دو راهی یا شایدم سه راهی
اولین چیز و البته مهم ترین چیزی که به ذهنم می رسه اینه که بابا بزار همین چوپان دروغ گو سر جاش بمونه چون هیچ کس مثل اون نمی تونه گور این نظام رو بکنه
بعد می گم بابا من ایرانیم از نسل کوروش با غرور و عظمت ایرانی نمی شه این کار رو کرد
سی سال داعیه ملت قهرمان و انقلاب مردمی سر دادیم یه هو یه نفر که اون موقع معلوم نیست کجا بوده میاد و سی سال انقلاب رو به لجن می کشه و می ره
دلم می سوزه چون کم کم داره شرمم می شه بگم ایرانیم نکنه به جای کوروش دشمن دروغ منو به چوپان دروغگو نسبت بدن
کاش فقط دروغگویی بود با فریبکاری چه میشه کرد؟
٣٢٠.٠٠٠ تیتر توهین آمیز طی ۴ سال ؟ خوب دروغ هرچی بزرگتر باور پذیر تر! یعنی روزانه چیزی حدود ٢٢٠ تیتر
البه من امیدوارم که دروغ باشه چون راست بودنش فاجعه بزرگتریه وای بر رئیس جمهوری که روزانه ٢٢٠ تیتر علیهش زده بشه این نشونه چیه ؟محبوبیت یا؟؟؟؟؟؟
مقایسه میزان حقوق پرداختی در دولت های مختلف به بازنشسته ها اونم به ریال؟؟؟؟؟؟ با کدوم سال پایه؟
مقایسه تورم سالیانه در دولت های قبل با تورم فروردین ماه امسال؟؟؟؟؟؟؟
مقایسه نرخ بیکاری سالیانه با نرخ بیکاری فصل بهار ( فصل کشاورزی و درو)؟؟؟؟
تورم در کل جهان رو به افزایش و در ایران رو به کاهش اونم در رکود بزرگ جهانی که نرخ تورم بیشتر کشور های صنعتی شدیدا کاهش داشته و در بعضی کشور ها به صفر نزدیک شده ( که البته نکته مثبتی هم نیست)؟ در شرایطی که ایران به فاجعه رکود تورمی دچار شده؟
مقایسه بوش واوباما و مربوط دونستن تغییر روش آمریکا به نحوه اداره ایران توسط مسئولین فعلی اونم در شرایطی که بارها و بارها گفته های اوباما رو مبنی بر تغییر روش آمریکا رد می کنن ( بالاخره آمریکا تغییر روش داده یا نداده؟ اگه داده چرا مرگ بر آمریکا و اگه نداده این موفقیتی که در وادار کردن آمریکا به تغییر روش ازش دم می زنین چیه؟)
مناظره ١٣ خرداد می تونست به تعبیر خود مسئولین نظام بیشتر از هر چیز دیگه ای باعث دشمن شاد شدنمون بشه البته اگر دشمنی داشته باشیم
البته مهندس هم نشون داد که در دفاع از منافع ملی قدرت چندانی نداره
از طرف دیگه این آقای غضنفر که اصلا برای مناظره ساخته نشده چند تایی گل به خودی زد ( مناظره ١۶ خرداد) از قدیم گفتن دفاع نکردن بهتر از بد دفاع کردنه کاش مناظه دیشب هیچگاه برگزار نمی شد.
کاری نمی شه کرد فعلا بازی یک یک شده باخت ١٣ خرداد چوپان با برد ١۶ خردادش سر به سر شد
امیدم فقط به سرداره لا اقل از آمار و ارقام اقتصادی سر در می یاره و اگه بخواد و اگه تو تیم چوپانان دروغگو نباشه یه حرفی برای گفتن داره
فقط اینو میدونم که هیچ چیزی بدتر از دروغ و فریب نیست
حتی دزدی حتی خروج از دین
دلم می خواد به کسایی که دارن این قطار رو به قهقرا می برن بگم آقا ما ناخواسته سوار این قطار شدیم و هیچ راهی برای پیاده شدن نداریم لطفا حد اقل تا وقتی که امثال ما بتونن از این قطار پیاده شن پا تو نو رو ترمز بذارین تا کسی مجبور نشه جریمه رو به جون بخره و ترمز اظطراری رو بکشه ( البته اگه این قطار ترمز داشته باشه)
آقای خامنه ای به داد این بره هایی که زیر دست این چوپان چیزی تا خورده شدنشون باقی نمونده برس اگه یه کم انصاف داری
کاش یه نفر اینجا پیدا می شد که می تونست لا اقل مثل اوباما از اسلام دفاع کنه نه مثل کسایی که استفاده ابزاری از دین رو به سر حد اعلا رسوندن و جالبه که کمونیست ها رو محکوم می کنن به کاری که خودشون عملا انجام میدن ( هدف وسیله رو توجیه می کنه ) کثیف ترین جمله ای که شنیدم
آه که دین را دام کردند
آخ که خدا بازیچه ای شد
مقدمه:
در روز شمار ایرانیان باستان هریک از سیروز ماه را نامی است که نام دوازده ماه سال نیز در میان آنهاست ، ایرانیان باستان در هر ماه که نام روز با نام ماه برهم منطبق و یکی میشدند آن را به فال نیک گرفته و آن روز را جشن میگرفتند ، اغلب جشنهای ایرانیان آریایی چه آنهایی که امروز برگزار میشوند و چه آنهایی که فراموش شدهاند ریشه در آئین کهن زرتشتی دارد، به قول پرفسور مری بریس شادی کردن، تکلیفِ دلپذیرِ دینی این جماعت است. در کتیبههای هخامنشی هم شادی و جشن ودیعهای الهی «اهورایی» خوانده شده است. پیوند ایرانیان آریایی قبل از اشو زرتشت با ایزدان خود نه پرپایه جهل و ترس از آنان بلکه بر اساس مهر و دوستی استوار بود و مردم در مقابل نعمات و سلامتی عطا شده به آنان به جشن (یَزَشْنْ = نیایش شادمانه) میپرداختند و آنان بایستی با خشنودی و شادی و پایکوبی (نه غم و سوگ و گریه و زاری که از صفات و علامات اهریمنی میباشد) و در عرصه روشنایی و آگاهی به نیایش و ستایش ایزدان میپرداختند.
در گذشتههای دور آریاییان به گرد آتش جمع میشدند و با نوشیدن شیره گیاه هوم (هَئومَه haoma) و با پایکوبی و هلهله و شادی به قربانی حیوانی (معمولاً گاو) میپرداختند و بخشی از آن گوشت را به آتش میافکندند زرتشت غریوهای مستانه و افکندن گوشت قرابانی در آتش و الوده کردن آن را نفی کرد و کشتن جانوران را به رنج، و تباه کردن گوشت آن را کاری اهریمنی به شمار آورد و در برابر اینها خشنودی و پایکوبی و شادمانی از هستی و آفرینش را در گرد آتش درست و برابر با اَرْتَة (فضیلت، سامان و نظم هستی ) و نیکوکارانه شمرد.مطابق قول و حدس استاد ذبیح بهروز چهارشنبه سوری جشنی است مانند بیشتر جشنهای ایرانی که با ستاره شناسی بستگی تام داشته ومبدإ همه ی حسابهای علمی تقویمی بشمار می رود. در آن روز در سال 1725 پیش از میلاد زرتشت بزرگترین حساب گاه شماری جهان را نموده و کبیسه پدید آورده و تاریخ های کهن را درست و منظم کرده است؛ پس به نظر ایشان در سال 1725 پیش از میلاد،شبی که در روز آن زرتشت تاریخ را اصلاح کرده است، به یادبود آن ، همه ساله مردم ایران جشن بزرگی بر پا کرده و با آتش افروزی،شادی خود را آشکار و اعلام کرده اند و آن رصد و اصلاح تاریخ تا کنون در هیأت و یادمان چهارشنبه سوری ( شب جشن سوری) یا جشن سوری باقی و جاری مانده است.
منبع:http://weblog.zendehrood.com/iranema?ArchiveID=1731 ببخشید که نتونستم منبع رو لینک کنم صفحه درج پیوند باز نشد که نشد ولی پیشنهاد می کنم حتما به این منبع سر بزنین تا چیزای خیلی جالبی درباره آئین های باستانی ایران ببینید
غزه؟ لبنان؟ ایران؟
به آتش کشیدن.....
پرویز مشکاتیان هم آزاد شد
انتصاب رئیس جدید قوه قضائیه
چهارمین تولد مشترکمون
دیگر همگی مسلکمان سبز شده
آقای رهبر صدای من را می شنوی؟
قطاری که ترمزی نداره!
چهارشنبه سوری

